دهمین طرح آیه های صبردر شوش برگزار شد
منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



لینک دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 461
بازدید دیروز : 303
بازدید هفته : 2117
بازدید ماه : 3664
بازدید کل : 391312
تعداد مطالب : 787
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1

ساعت فلش مذهبی
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 787
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 7

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 461
:: باردید دیروز : 303
:: بازدید هفته : 2117
:: بازدید ماه : 3664
:: بازدید سال : 66716
:: بازدید کلی : 391312
نویسنده : عباس کرم الهی
جمعه 24 آبان 1398

تهیه و تنظیم ـ عباس کرم الهی

ساعت20:30 پنجشنبه 23 آبان ماه 1398 مصادف با شب هفدهم ربیع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(ص) و ولادت امام ششم حضرت امام جعفر صادق(ع) ، به همت مجمع اهل بیت « دهمین طرح آیه ی صبر» در منزل آزاده سرافراز و جانباز هشت سال دفاع مقدس «حاج کاظم ناصری» برگزار شد .

به گزارش شوش نیوز ؛ فارِس آل کثیر ضمن تبریک به مناسبت میلاد پرخیر و برکت خاتم انبیاء حضرت محمد مصطفی(ص) و ولادت امام ششم شیعیان جهان حضرت امام جعفر صادق(ع)  در بخش اول دهمین طرح آیه های صبر به معرفی کاظم ناصری پرداخت و در این راستا خاطر نشان نمود : حاج کاظم ناصری قبل از انقلاب معلم بوده و پس پیروزی انقلاب اسلامی این شغل شریف را ادامه داد و در کنار آن به عنوان پاسدار در کمیته ی انقلاب اسلامی منطقه ی صنعتی هفت تپه در واحد اطلاعات فعالیت داشت ، من ، سرهنگ پاسدار علی ظهیری ، سرهنگ کریم حجازی و برخی از جمع حاضر در کمیته ی انقلاب اسلامی فعالیت داشتیم .

وی در ادامه گریزی به دوران جنگ و هشت سال دفاع مقدس زد و گفت : حاج کاظم ناصری در عملیات والفجر مقدماتی حضور داشت و در این عملیات به اسارت بعثیون عراقی درآمد و در دوران اسارت متحمل خیلی از آزارها و شکنجه ی بعثی ها شد ، وقتی که به اسارت درآمد فکر می کردند که حاج  احمد خنیفر  فرمانده ی سپاه شهرستان شوش را به اسارت گرفته اند لذا رو را مورد بازجویی قرار دادند که حاج کاظم گفت : من حاج احمد نیستم و اصلا نه عرب هستم و نه اهل شهرستان شوش یا استان خوزستان می باشم بلکه متعلق به شهرستان نیشابور هستم ؛ هر چه گفت بی فایده بود لذا به مدت سه سال در زندان انفرادی شعبه ی پنجم استخبارات وزارت دفاع عراق ؛ یعنی سخت ترین مکان او را نگه داشتند همان مکانی که شهید آیت الله سید محمد باقر صدر و خواهرش بنت الهدی اعدام شده بودند .

فارس آل کثیر در تکمیل این بخش از سخنان خود  یادآور شد : بعد از این سه سال ، مترجم وزارت دفاع و مترجم مستقیم صدام حسین آورده بودند تا حاج کاظم ناصری را مورد بازجویی قرار دهند ، در این بازجویی حاج کاظم با اخلاق و اخلاصی که داشت مترجم را جذب خود نمود .حاج کاظم از این مترجم اطلاعات نابی به دست می آورد که چه افرادی در درون ایران برای صدام حسین و حزب بعث و وزارت اطلاعات این کشور جاسوسی می کنند .

وی افزود : با توجه به کمی وقت از 17 مورد نامه ای که از حاج کاظم ناصری در دوران اسارت برای من فرستاده بود من فقط به سه تا از این نامه ها که ابتدا به صلیب سرخ جهانی  و بعد به جمعیت هلال احمر ایران و بعد به جمعیت هلال احمر مرکز استان خوزستان و در نهایت به جمعیت هلال احمر شهرستان شوش تحویل داده می شود و به من  تحویل داده می شد فقط به سه تا از این نامه ها اشاره می کنم .

آل کثیر در ادامه اظهار نمود : مترجم  به حاج کاظم می گوید فردی به نام احمدی در ایران برای وزارت اطلاعات کشور عراق خیلی کار می کند؛ حاج کاظم در نامه ای ساده و تک برگی  که برای من ارسال کرده بود در آن نوشته بود « آقای فارس آل کثیر سلام مرا در فرودگاه شیراز به آقای احمدی برسان همانطور که از فلانی پذیرایی کردید از ایشان هم پذیرایی کنید» وقتی این نامه با تأخیر زیاد به دست ما رسید و وقتی که نامه را مطالعه کردم متوجه شدم که حاج کاظم چه چیزی را از ما خواسته است ، این نامه را تبدیل به یک گزارش اطلاعاتی نمودیم و کار خود را روی این فرد شروع کردیم ؛ به مدت 17 روز در شیراز مستقر شدیم و هر روز به این شخص نزدیکتر می شدیم ؛ ایشان مسئول برج مراقبت فرودگاه شیراز بود و تا هواپیمایی از عراق به آسمان ایران وارد می شد با خلبانان آن هواپیماها ارتباط برقرار می کرد و آنها را هدایت می کرد که به خواست خدا بعد از 17 روز این فرد را دستگیر نموده و به دادسرای نظام تحویل دادیم .

وی در ادامه به دومین نامه ای که از حاج کاظم دریافت کرده بود اشاره کرد و تصریح نمود : در نامه ی دوم نوشته بود که «سلام مرا به آقای ابراهیم نصاری برسان » تحقیقات خود را شروع کردیم تا آدرسی از ابراهیم نصاری بیابیم؛ تا این که متوجه شدیم ایشان در بوشهر زندگی می کند ؛ مدتی به این روستا رفته و تحت عنوان بنیاد مهاجرین خود را به خانه  او نزدیک نمودیم وقتی در زندیم زنش آمد و در حالی که باردار بود می گفت ؛ «شوهرم خیلی وقت است که به خانه نمی آید » به خاطر اینکه اعتماد او را به دست بیاوریم ، گفتیم « خب  چه چیزی نیاز داری ؟ ما از بنیاد مهاجرین آمده ایم » گفت: «من یک دستگاه یخچال و مقداری ظروف نیاز دارم » وسایل مورد نیاز را در اختیارش گذاشتیم تا این که به ما اعتماد کرد و گفت : « راستش شوهرم  هر چند روز به خانه سر می زند » آن خانه را زیر نظر گرفتیم و سر بزنگاه که می خواست سوار قایق شود که به طرف وفا برود تا اطلاعاتی را در اختیار کشور عراق بگذارد او را گرفتند و متوجه شدیم که این پیک چند نفر جاسوس است که اطلاعات آنها را جمع آوری کرده و به  وزارت اطلاعات و حزب بعث عراق تحویل می دهد که پس از دستگیری آن را تحویل مقامات قضایی دادند .

حاج فارِس آل کثیر در بخش پایانی سخنان خود به سومین نامه ی کاظم ناصری اشاره کرد و خاطر نشان نمود : یکی از دوستان حاج کاظم در دوران اسارت آزاد شده بود ؛ حاجی در نامه نوشته بود « برو سراغ فلانی در یکی از روستاهای میناب از توابع بندرعباس استان هرمزگان و سلام مرا به او برسان و یک پیراهن امانتی پیش او دارم تحویل بگیر و با خودت ببر » من هم با یک پاترول قرمز رنگ حرکت کرده تا خود را به این روستا رساندیم و با این اسیر آزاد شده سلام و احوالپرسی کرده و سلام حاجی را به او رساندیم ، بعد از این حرف ها گفتم « امانتی نزد شماست »اظهار بی اطلاعی کرد گفتم « چرا یک پیراهن به شما داده من آن پیراهن را می خواهم » تا اسم پیراهن را آوردم خیالش راحت شد و به گرمی تحویل گرفت و پیراهن را آورد ، این پیراهن حکایتی دارد که برای شما می گویم .حاجی اطلاعات مهمی را نوشته بود و درون آستر یقه ، دکمه ها و آستین ها پیراهن ماهرانه جاسازی کرده بود ؛ این اطلاعات را از مقر دشمن به دست آورده بود که برای ایران بسیار ناب و مهم بودند ؛از آن اطلاعات به خوبی بهره برداری شد ، این ذره ای از رشادت ها و وفاداری های حاج کاظم ناصری به انقلاب  و نظام بود که در دوران اسارت انجام داده بود و من پس از گذشت این همه سال برای اولین بار این موارد را بازگو نمودم البته این بخشی از فعالیت های خارج از کشور ایشان است و چون از قبل هماهنگی نکرده ام به فعالیت های ایشان در داخل ایران اشاره نمی کنم .

سپس استاد جعفر دیناروند فعال فرهنگی و اجتماعی و یکی از نیروی های مؤثر در دوران پیروزی انقلاب اسلامی شهرستان شوش در بخش دوم دهمین طرح آیه های صبر که به خاطره گویی اختصاص داشت ابتدا بهمعرفی حاج کاظم ناصری اشاره کرد و گفت : حاج کاظم تک فرزند بود ، پدرش به ملا معروف بود ، یکی از قهرمانان دو و میدانی بود و از طرفی فوتبالیست خوبی هم بود ؛ در زمانی که خیلی ها  از شهید مظلوم بهشتی  بدگویی را انجام می دادند ؛ به اتفاق 100 نفر از معمان ایران که از شهرستان شوش ، من به همراه حاج کاظم و یک نفر دیگر رفته بودیم ؛ وقتی که شهید بهشتی وارد شد از آن 100 نفر فقط ما سه نفر به احترام ایشان از جای خود بلند شدیم  که برخی از همان معلمان ما سه نفر را مورد ملامت قرار دادند که چرا بلند شدید .

وی افزود : وضعیت شهر شوش در زمان انقلاب به این صورت بود که بچه های انقلابی و یاران امام خمینی(ره) را اذیت می کردند و به همین منظور حاج کاظم به شوشتر رفت و من هم به دزفول رفتم .

استاد دیناروند در بخش بعدی سخنان خود  به جبهه رفتن حاج کاظم اشاره کرد و خاطر نشان نمود : در حالی که پدر و مادرش از نظر بهداشتی نیاز به مراقبت داشتند اما با این وضعیت حاجی به جبهه رفت و در عملیات والفجر مقدماتی حضور داشت  ، این را باید تجزیه و تحلیل نمود ؛ وقتی حاجی اسیر شد  من یک نامه ی کاملا ساده برای ایشان نوشتم و ارسال نمودم تا این که بعد از چند ماه  حاجی جواب نامه ی مرا نوشت  و در آن نوشته بود « هیچ ملالی نیست  ، از کابل ها چه انتظاری می شود داشت .» از معنای این جمله متوجه شدم که حاجی و دیگر اسرا را با ضربات کابل شکنجه می دهند و این معلم اخلاق در نظم و انضباط هم سرآمد بود و من باید شفاف بگویم که از مسئولین گله مند هستم  ؛ مگر امسال  کاج کاظم ها برای این انقلاب و نظام کم زحمت کشیده اند؟ چرا آموزش و پرورش یک آموزشگاه ، شهرداری شوش یم خیابان اگر حاضر نیستند به نام حاج کاظم ها نام گذاری کنند حداقل به نام آزادگان «بلوار ، خیابان  و یا میدان  و پارکی» مشاهده نمی کنیم ؛ طی دو سال متوالی در جلسه ی ای که بنیاد شهید و امور ایثارگران با فرمانداری در روز ورود آزادگان و با حضور این عزیزان داشته اند مصوب گردید که در پنج شهر «شوش ، حر ریاحی ، فتح المبین ، شاوور و الوان» هر کدام خیابان و یا بلواری به نام آزادگان نام گذاری کنند ، 26 مرداماه1397 و سال1398 برای دوسال متوالی  این موضوع مصوب شد اما از اجرای آن اصلا خبری نیست .

در ادامه عباس کرم الهی که یکی از دانش آموزان حاج کاظم ناصری در مقطع راهنمایی بود خاطره ای را تشریح نمود و گفت : سال تحصیلی 1358/1357 در کلاس اول راهنمایی در مدرسه راهنمایی خشایار که بعدها به نام دبستان شهید رجایی نام گذاری شد مشغول تحصیل بود و دبیر علوم ما حاج کاظم ناصری بود ، ردیف سوم نشسته بودم که در ردیف دوم یکی از دانش آموزان قدبلند جلوی من نشسته بود؛ حاجی متوجه این موضوع شده بود و با مهربان آن دانش آموز را به ردیف های آخر هدایت نمود و مرا به یک ردیف جلوتر برد و دست نوازشی بر روی سرم کشید ؛ حاجی به حدی شرین علوم را تدریس کی کرد که بالاترین نمره ی من بعد از انشاءهمین علوم بود ؛ اما وقتی که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آغاز شد تا بعد از عملیات فتح المبین دبیران خود خصوصا حاجی را ندیدیم .

وی در ادامه ضمن قدردانی از حاج فارِس آل کثیر که بخشی از خاطرات خود با حاج کاظم را برای اولین بار بازگو نمود در اختیار گذاشتن خاطرات را خواستار شد و در این راستا گفت : افرادی نظیر من که علاوه بر خبرنگاری  نمایشنامه نویس هستیم و اولویت اول من برای نمایشنامه نویسی «دفاع مقدس» است انتظار دارم هم شما و هم دیگر رزمندگان ، آزادگان و ایثارگران چنین خاطراتی را در اختیار ما بگذارند تا بتوانیماز این خاطرات نمایشنامه هایی بنویسیم ؛ بارها از سرهنگ پاسدار علی ظهیری ، خواستم که جلسه ای را تدارک ببیند تا با حضور جمعی از رزمندگان در مورد عملیات 8 مهر1359 به فرماندهی اولین جانباز 70درصد شوش حاج غلامعباس قلاوند اجرا شد خاطرات را جمع آوری نموده و یک نمایشنامه برای اینکه نام شوش در تقویم رسمی کشور ثبت شود آماده نمایم اما تاکنون این جلسه برگزار نشده است .

در ادامه هرمز کاظمی یکی دیگر از آزادگان جانباز شهرستان شوش عنوان نمود : رزمندگان ما چند قشر هستند ؛ عده ای که خوشا به حالشان رفتند و این دسته شهدای گرانقدر و والا مقام هستند که جای آنها خیلی خالی است و ما هرچه داریم از آنها داریم ؛ عده ای دیگر آنهایی هستند که خون دل می کشند و کمتر از شهدا نیستند ؛ شهدا راحت رفتند ولی عزیزان که چه در بعد اجتماعی ؛ چیزهایی را که دارند می بینند برایشان زجر آور است و چه در بعد شخصی که جسمشان پر از درد و رنج است و چه زیبا گفت حضرت آقا فرموده است « خب حالا ما چقدر خاطره داریم؟ چقدر قصّه داریم؟ ما چند صد هزار رزمنده داشتیم و هر کدام از اینها یک مجموعه‌ی خاطره‌اند. هر کدام از اینها افرادی دوست و رفیق و خانواده و پدر و مادر و همسر و مانند اینها داشتند که هر کدام از آنها راجع به این رزمنده یک صندوقچه‌ی خاطره‌اند. بعضی از این صندوقچه‌ها متأسّفانه در این سی سال، سی و چند سال، ناگشوده زیر خاک رفته، از دسترس ما خارج شده؛ حیف! حیف! این کسانی که به فکر می‌افتند ، امروز به فکر می‌افتند، دیروز به فکر افتادند ، که خاطره‌ی خودشان را بنویسند یا کسانی به فکر افتادند بروند از پدرها، مادرها، همسرها خاطره بگیرند، اینها دارند در واقع جلوی یک ضایعات مهم و خسارت‌بار را می گیرند و نمی گذارند ضایع بشود؛ دارند احیا می کنند این گنجینه‌های پُرارزش را، گنجینه‌های بی‌بدیل را. اینها سرمایه‌ی ملّتند؛ هم آدمهایشان سرمایه‌ی ملّت بودند، همین هایی که مانده‌اند ، از جانباز و آزاده و رزمنده‌ی سابق و مانند اینها  هم خاطراتشان سرمایه‌های مردم هستند. خود ما باید دست ‌به ‌کار بشویم، برای قهرمانهایمان باید تئاتر تولید کنیم و فیلم بسازیم. ما قهرمان هایی داریم: همّت قهرمان است، باکری قهرمان است، خرّازی قهرمان است؛ رؤسا و فرماندهان قهرمانند؛ بعضی از این زنده‌ها قهرمانند. این‌جور نیست که اخلاص و مجاهدت اینهایی که زنده مانده‌اند، کمتر باشد از آن کسانی ‌که رفته‌اند؛ نه، خدای متعال اینها را ذخیره کرده، نگه داشته. خدا کار دارد با اینها؛ بسیاری‌شان این‌جوری‌ هستند. این چهره‌ها باید معرّفی بشوند، باید دنیا این چهره‌ها را بشناسد، عظمت اینها را بفهمد، بداند.

وی افزود : خاطرات آزادگان که اسوه ی صبر و استقامت هستند بیانگر خاطرات اسرای واقعه ی کربلا است ، اگر از حضرت زینب(س) برای شما تعریف کنند از بعد ایمانی منقلب می شوید ولی درک واقعی زمانی بود که با تمام وجود این عزیزان  شکنجه ها را تحمل کردند ؛ لذا این خاطرات باید زنده نگه داشته شود و ثبت شوند ، از دست اندرکاران مجمع اهل بیت باید تشکر نمود که چنین برنامه هایی را برگزار می کند که برخی از این آزادگان که در دل خود خاطرات زیادی را دارند ؛ شمه ای از آن را بیان کنند .

حاج هرمز کاظمی در بخش پایانی خود به بخشی از وصیت نامه ی شهید حمید باکری قائم مقام لشکر 10 عاشورا در خصوص این که رزمندگان به سه دسته تقسیم می شوند اشاره کرد و گفت :   شهید حمید باکری در وصینامه ی خود آورده است : «دعا کنید که خداوند شهادت را نصیب شما کند که در غیر این صورت زمانی فرامیرسد که جنگ تمام می شود و رزمندگان سه دسته می شوند: 1 ـ دسته ای به مخالفت با گذشته خود بر می خیزند و از گذشته خود پشیمان اند. 2 ـ دسته ای راه بی تفاوتی را برمیگزینند و در زندگی مادی غرق می شوند و همه چیز را فراموش می کنند. 3 ـ دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت غصه ها و مصائب دق خواهند کرد.» پس از خدا بخواهید با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جز دسته سوم ماندن سخت و دشوار خواهد بود

در بخش سوم و آخرین قسمت از دهمین طرح آیه های صبر حاج کاظم ناصری آزاده و جانباز انقلابی و ولایی شهرستان شوش  به جای اشاره به بخشی از خاطرات خود در دوران اسارت وقت خود را به میلاد پر خیر و برکت رسول اکرم(ص) اختصاص داد و گفت : اولا تشکر می کنم از حضور برادرهای عزیز و ارزشی ایثارگر، رزمنده ، پیشکسوت و جهادگر ؛ ثانیا تشکر می کنم از از برادران «حاج فارِس آل کثیر ، استاد جعفر دیناروند ، عباس کرم الهی و حاج هرمز کاظم از آزادگان و جانبازان هشت سال دفاع مقدس» که در مورد ما صحبت کردند اما حقیقتا ما لیاقت تعریف ها را نداریم ؛ این عزیزان برای شما این مطالب را گفتند وگرنه این چیزها در وجود من نیست و اما ولادت با سعادت منجی عالم بشریت حضرت ختمی مرتبت ، رسول عظیم الشأن اسلام و ولادت امام ششم ،امام جعفر صادق(ع) را بر همه ی شما تبریک می گویم و به همین بهانه می خواهم صحبت های خود را به حبیب خدا حضرت محمد مصطفبی(ص) اختصاص دهم .

وی افزود: انبیای الهی صفات مشترکی دارند. این صفات عبارتند از: « دعوت به توحید، تقوا، رفع اختلاف‌ها، پیکار ضدّ شرک و جهل و تقلید، انذار و تبشیر، عصمت، ارایه ی‌ بیّنات، کتاب و میزان، معجزه، محترم شمردن محرومان و تبیین وحی». این موارد از جمله صفات عملی آنها به شمار می‌رود. در صفات معنوی و کمالات روحی نیز میان آنها اشتراک‌هایی مثل « مخلص بودن، صابر بودن، توحید در خشیت، صادق بودن و امانت‌داری» وجود دارد. سئوال کلیدی این است که آیا در قرآن کریم وصف‌هایی در مورد پیامبر بزرگوار اسلام (ص) وجود دارد که تنها اختصاص به او داشته باشد و بدین وسیله آن حضرت (ص) سرآمد و افضل پیامبران الهی تلقّی شود؟

این آزاده ی سرافراز شوشی  خاطر نشان نمود : آنچه مسلّم است اینکه همه ی‌ پیامبران الهی در مقام و منزلت واحدی نیستند، بلکه جایگاه‌های گوناگونی در پیشگاه الهی دارند. خداوند در این خصوص در آیه ی 55 از سوره ی الاسرا می‌فرماید: « وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ  وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ  وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا /// و خدای تو به آن که در آسمانها و زمین است داناتر (و به قابلیت هر موجودی آگاه‌تر) است، و همانا ما بعضی از انبیاء را بر بعضی دیگر برتری دادیم و به داوود زبور را عطا کردیم.» و همچنین در آیه ی 253 از سوره ی بقره می فرماید : «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ  مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ  وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ  وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ  وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَلَكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ/// این پیغمبران را برخی بر بعضی برتری و فضیلت دادیم، بعضی را خدا با او سخن گفته و بعضی را رفعت مقام داده، و عیسی پسر مریم را معجزات آشکار دادیم و او را به روح القدس نیرو بخشیدیم، و اگر خدا می‌خواست پس از فرستادن پیامبران و معجزات آشکار، مردم با یکدیگر در مقام خصومت و قتال بر نمی‌آمدند، ولیکن آنان برخلاف و دشمنی با هم برخاستند، برخی ایمان آورده و بعضی کافر شدند، و اگر خدا می‌خواست با هم بر سر جنگ نبودند، و لیکن خدا هر چه مشیّتش قرار گیرد خواهد کرد.»

حاج کاظم ناصری در تکمیل سخنان خود تصریح نمود : پروردگار انبیا را در قرآن به اسم آورده است « یا آدم ، یا  ابراهیم ، یا نوح ، یا یحیی ، یا زکریا و....» اما همین خداوندیکتا  آنقدر به خاتم انبیاء حضرت محمد مصطفی (ص)  اعتقاد دارد که او را هیچ وقت به اسم نیاورده و  می فرماید : « یا حبیب الله» و در آیات 9 الی 1 از سوره ی یس می فرماید : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ، يس ، وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ ، إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ، عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ، تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ، لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ، لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ، إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ ، وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ///به نام خداوند رحمتگر مهربان ، ياسين ، سوگند به قرآن حكمت‏ آموز ، كه قطعا تو از [جمله] پيامبرانى ،بر راهى راست ،[و كتابت] از جانب آن عزيز مهربان نازل شده است ، تا قومى را كه پدرانشان بيم‏ داده نشدند و در غفلت ماندند بيم دهى ، آرى گفته [خدا] در باره بيشترشان محقق گرديده است در نتيجه آنها نخواهند گرويد ، ما در گردنهاى آنان تا چانه ‏هايشان غلهايى نهاده‏ ايم به طورى كه سرهايشان را بالا نگاه داشته و ديده فرو هشته‏ اند ، و [ما] فراروى آنها سدى و پشت‏ سرشان سدى نهاده و پرده‏ اى بر [چشمان] آنان فرو گسترده‏ ايم در نتيجه نمى‏ توانند ببينند»

وی در ادامه  به مهمترین شاهد بر رسالت رسول اکرم از دیدگاه خداوند یکتا اشاره کرد و گفت :خداوند علی(ع) را شاهد بر رسالت رسول خویش معرفی کرده است؛‌ خود و مولا را با هم دو شاهد کافی بر رسالت رسول خدا دانسته است. در حقیقت خداوند متعال به رسول خویش فرمان می‌دهد که در صورت تهمت زدن کافران ، به آنها بگو «خدا و علی(ع) شاهد بر پیامبری من هستند» و همین برای رفع این تهمت کافی است. در حقیقت باید گفت یکی از مهمترین دلایل شیعه برای حقانیت ولایت و خلافت حضرت علی(ع) علم ایشان به کتاب الهی است و نیز از مهمترین دلایل، بر عدم استحقاق دیگران، علم ناقص آنان به قرآن کریم است.

حاج کاظم ناصری در پایان خاطره ای کوچک از دوران اسارت خود را تشریح کرد و یادآور شد : در دوران اسارت ابتدا ارشد قاطع بودم ، یعنی بخشی از اردوگاه را قاطع می گویند ، اما عزیزان گفتند شما باید  ارشد اردوگاه باشید و سه قاطع به یک اردوگاه تشکیل می گردید ، برنامه ای تحت عنوان «اخبارفرهنگی» داشتیم ، یک رایوی کوچک هم بود که بسیار ضعیف بود و با باطری قلمی کار می کرد ، شبها هم باطری ها را درمی آوردیم کی از بچه ها می دادیم و لاشه ی رایو را نیز زیر خاک پنهان می کردیم .و از روزنامه ها هم بریده های اخبار را جمع آوری می کردیم ؛ من هر شب اعلام می کردم «بچه ها رزمندگان  ما دارند می آیند » همین را  تا چهارسال هر شب تکرار می کردم تا این که یکی آمد و مرا به دیوار چسباند  و اگر « اگر رزمنده ها سینه خیر هم می آمدند تاکنون به اردون رسیده بودند .»

در پایان از طرف مجمع اهل بیت لوح تقدیر به رسم یادبود به آزاده ی سرافراز و جانباز هشت سال دفاع مقدس حاج کاظم ناصری اهدا شد .



:: بازدید از این مطلب : 487
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:








.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
به پایگاه خبری تحلیلی شوش نیوز خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
پیوندهای روزانه
تبادل لینک هوشمند

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان خبرگزاری شوش نیوز و آدرس shoushnews.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.