اجتماع بزرگ غدیریون شهرستان شوش بر شبستان مصلی نماز جمعه برگزار شد
منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



لینک دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 342
بازدید دیروز : 563
بازدید هفته : 342
بازدید ماه : 6255
بازدید کل : 374195
تعداد مطالب : 787
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1

ساعت فلش مذهبی
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 787
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 7

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 342
:: باردید دیروز : 563
:: بازدید هفته : 342
:: بازدید ماه : 6255
:: بازدید سال : 49599
:: بازدید کلی : 374195
نویسنده : عباس کرم الهی
سه شنبه 29 مرداد 1398

تهیه و تنظیم ـ عباس کرم الهی

در حالی که قرار بود ساعت 10 صبح روز سه شنبه 29 اسفندماه 1398 همزمان با عید سعیدغدیر خم ؛ تاجتماع بزرگ غدیریون شهرستان شوش  برگزار شود ولی با 70 دقیقه تأخیر ، ساعت 11:10 با تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط محمدرضا تریچی آغاز شد .

به گزارش شوش نیوز ؛ آیت الله دکتر سید محمد حسین حسینی قزوینی ،مدیر مؤسسه ی تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) ضمن قدردانی از بانیان برگزاری این اجتماع و تبریک عیدالله اکبر به حاضرین در این اجتماع ، گفت : تصمیم گرفته ام مطالبی در مورد خطبه ی غدیریه ی رسول اکرم(ص) که در منطقه ی غدیر خم ایراد فرمودند تقدیم کنم و پیرامون پیامی که این خطبه دارد به نکاتی بپردازم .

وی افزود : معمولا  در کتب اهل سنت در مورد خطبه ی غدیر هر چه می گردیم اشاره ای نشده است ، یا صلاح ندیدند که خطبه ی غدیر را مطرح کنند ، یا جو حاکم بر عصر محدثان نامی اهل سنت اجازه ی نقل خطبه ی غدیر را نداده است ؛ ما می بینیم عمده ی محدثان طراز اول اهل سنت ؛ مثل «  ابوعبدالله محمدبن اسماعیل بخاری ـ ابوالحسن مسلم بن حجاج نیشابوری ـ ابوعبدالرحمن احمد بن علی شعیب نسائی ـ سلیمان بن اشعث معروف به (ابن داود مقانی) ـ ابوعیسی محمد بن عیسی ترمذی و ابوعبدالله محمد بن یزید بن ماجه قزوین » چیزی به نام خطبه ی غدیر در سنن خود نقل نکرده اند و حتی احمد ابن حنبل که به نظر من کاری که نسبت به امیرالمؤمنین امام علی(ع) انجام داده در قرن سوم بی نظیر بوده است .با این که ابوعبدالله محمدبن اسماعیل بخاری اشاره ای به حدیث غدیر ندارد و کنایه ای هم ندارد ولی احمد ابن حنبل متوفی 241 ، معاصر با مسلم و بخاری است ؛ بخاری متوفی 256 و مسلم صاحب صحیح متوفی 261 ؛ غالب روایاتی که فضائل امیرالمؤمنین وجود دارد ، احمد ابن حنبل مفصل نقل کرده است .شاید اگر ادعا کنیم در پنج قرن اول اسلام کسی مانند احمد ابن حنبل احادیث مربوط به فضائل امیرالمؤمنین ؛ امامت و خلافت امام علی(ع) را نقل نکرده است به گزافه نگفته ایم و خدمتی که ایشان به حضرت امام علی(ع)  داشت بی نظیر بود .ما بر این باوریم این خدمت احمد ابن حنبل را قطعا جبران خواهد نمود .

مدیر مؤسسه ی تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) در معرفی کامل تر احمد ابن حنبل خاطر نشان نمود : جمله ی مشهور احمد ابن حنبل ؛« هر کس علی را خلیفه ی چهارم نداند از الاغ طویله اش گمراه تر است .» این نشان می دهد تا اواخر قرن وم و اواسط قرن سوم در میان اهل سنت نه تنها امیرالمؤمنین را امام و خلیفه نمی انند بلکه اول خلیفه ی چهارم هم نمی دانند و لذا این سخن احمد ابن حنبل مشهور است حتی « احمد بن عبدالحلیم بن تیمیه حرانی معروف به ابن تیمیه » هم این را می گوید ؛  احمد ابن حنبل برای اولین بار اعلام کرد ؛ « اگرکسی علی را خلیفه ی چهارم نداند چنین و چنان است » البته این سخن ، سخن حق است . بنی امیه این شجره ی ملعونه ی آمده است آنچنان جو مسمومی علیه امیرالمؤمنین ایجاد کردند و شمخدری و سوییتی بر روی 70 هزار منبر در طول 80 سال به امیرالمؤمنین ناسزا می گفتند . خطبه ی نماز جمعه ای که از بدی علی گفته نشود ، آن نماز جمعه را باطل می دانستند .

وی افزود : وقتی عمر ابن عبدالعزیز می آید که بدی امام علی(ع) را ممنوع نماید به تعبیر «کتاب النصایح الکافیه» ، مردم از مجلس بلند شده و فریاد زدند « یا امیرالمؤمنین تو با این کار سنت پیامبر(ص) را می شکنی » یعنی ناسزا گفتن به امام علی(ع) به یک سنت تبدیل شده است ، تعبیری که ابوالفضل شهاب‌الدین احمد بن علی بن محمد الکنانیّ العسقلانی معروف به اِبن‌حَجَر عَسقلانی کِنانی مصری، از علمای بزرگ حدیث و فقه سنی، مورخ، و کتابدار.« وضع وحشت در جامعه این چنین است » و لذا با توجه به گفته ها ؛ احمد ابن حنبل چنین بحثی را مطرح می کند و به حق سخن با ارزشی است و ما بر این باوریم که امیرالمؤمنین همانطور که اشاره کردم این خدمت را جبران خواهد نمود .

آیت الله حسینی قزوینی در معرفی بیشتر احمد ابن حنبل اظهار نمود : ابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل متکلم و فقیه مسلمان در ۷۸۰ میلادی «۱۶۴ ه‍. . ق» در بغداد متولد شد ؛ پدر و مادرش از اعراب ساکن مرو بودند. نام کامل وی «احمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن اسد بن ادریس بن عبدالله الشیبانی المروزی البغدادی». است . احمد، امام علی را جزو خلفای راشدین قرار داد و مجموعه‌ای از احادیث امام را در مسند خود ذکر کرد. احمد در مسند خود، برخی روایاتی که بسیاری از محدّثان اهل سنت از نقل آنها خودداری می‌کردند را نقل کرده است. روایاتی چون حدیث منزلت، حدیث غدیر، برادری بین پیامبر(ص) و امام علی(ع)، و سپه‌سالاری حضرت علی(ع) در جنگ خیبر.

وی افزود : او در حدیثی آورده:  ابن مالک از سلمان خواست؛ از پیامبر بپرسد که چه کسی وصی او می‌باشد؟ و سلمان نیز این سئوال را از پیامبر پرسید. پیامبر در جواب فرمود: «ای سلمان! چه کسی وصی موسی(ع) بود؟» سلمان گفت: یوشع بن نون. پیامبر(ص) فرمود: «وصی و وارث من دَیْن مرا پرداخت می‌کند و آن علی بن ابی‌طالب است.» احمد بن حنبل می‌گفت: برای هیچ فردی، فضیلتی بیشتر از آنچه برای امام علی(ع) نقل شده، وجود ندارد. شخصی از احمد پرسید: نظر شما در مورد این حدیث که خود آن‌را نقل کرده‌اید چیست که علی(ع) فرمود: «أنا قسیم النار» احمد گفت: چه چیزی را انکار می‌کنید! آیا ندیده‌اید روایتی را که ما نیز نقل کرده‌ایم که پیامبر(ص) به حضرت علی(ع) فرمود: «لا یحبّک إلّا مؤمن و لا یبغضک إلّا منافق» تو را کسی دوست ندارد مگر مؤمن و تو را دشمن نمی‌دارد مگر منافق). گفتند: بله! شنیده‌ایم. احمد گفت: مؤمن در کجاست؟ پاسخ دادند: بهشت. احمد گفت: منافق در کجاست؟ گفتند: جهنم. بنابر این علی(ع) تقسیم کننده آتش جهنم است. شبیه این روایات و استدلالات از احمد نقل شده که در برخی از منابع شیعی آمده استو مطالبی را نیز از او در ثناء امام علی(ع) آورده‌اند.

آیت الله دکتر سید محمد حسین حسینی قزوینی ،مدیر مؤسسه ی تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) در بخش دوم سخنان خود به فرازهایی از خطبه ی غدیریه اشاره کرد و در آغاز به « حمد و ثنای الهی» این خطبه پرداخت و گفت : « اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فی تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی اَرْکانِهِ، وَاَحاطَ بِکُلِّ شَیءٍ عِلْماً وَ هُوَ فی مَکانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَمیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ (وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ کُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ). بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ وَداحِی الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضینَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائکَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ. یَلْحَظُ کُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ لاتَراهُ ///ستایش خدای را سزاست که در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ است. بی آنکه مکان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست. اوست آفریننده آسمان‌ها و گستراننده زمین‌ها و حکمران آنها. دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونی بخش آفریده ها و نعمت ده ایجاد شده هاست. به یک نیم نگاه دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند.»

وی در فراز دوم خطبه ی غدیریه به گزیده ای فرمان الهی برای مطلبی مهم اشاره کرد و خاطر نشان نمود « وَأُقِرُّلَهُ عَلی نَفْسی بِالْعُبُودِیَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، وَأُؤَدّی ما أَوْحی بِهِ إِلَی حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بی مِنْهُ قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّی أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حیلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ - لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ لاَنَّهُ قَدْأَعْلَمَنی أَنِّی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَی (فی حَقِّ عَلِی) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لی تَبارَکَ وَتَعالَی الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَالله الْکافِی الْکَریمُ./// و اکنون به عبودیت خویش و پروردگاری او گواهی می‌دهم. و وظیفه خود را در آن چه وحی شده انجام می‌دهم مباد که از سوی او عذابی فرود آید که کسی یاری دورساختن آن از من نباشد. هر چند توانش بسیار و دوستی اش (با من) خالص باشد ـ معبودی جز او نیست - چرا که اعلام فرموده که اگر آن چه (درباره ی علی) نازل کرده به مردم نرسانم، وظیفه رسالتش را انجام نداده ام؛ و خداوند تبارک و تعالی امنیت از [آزار] مردم را برایم تضمین کرده و البته که او بسنده و بخشنده است. »

آیت الله حسینی قزوینی در بخش سوم خطبه ی غدیریه به اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام (ع) پرداخت و تصریح نمود : « فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ (ذالِکَ فیهِ وَافْهَموهُ وَاعْلَمُوا) أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیّاً وَإِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَی الْمُهاجِرینَ وَالْأَنْصارِ وَ عَلَی التّابِعینَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَ عَلَی الْبادی وَالْحاضِرِ، وَ عَلَی الْعَجَمِی وَالْعَرَبی، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلوکِ وَالصَّغیرِ وَالْکَبیرِ، وَ عَلَی الْأَبْیَضِ وَالأَسْوَدِ، وَ عَلی کُلِّ مُوَحِّدٍ ـ ماضٍ حُکْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ أَمْرُهُ، مَلْعونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَالله لَهُ وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ لَهُ ـ مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ فی هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطیعوا وَانْقادوا لاَمْرِ(الله) رَبِّکُمْ، فَإِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاکُمْ وَإِلاهُکُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِیُهُ الُمخاطِبُ لَکُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلی وَلِیُّکُمْ وَ إِمامُکُمْ بِأَمْرِالله رَبِّکُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ فی ذُرِّیَّتی مِنْ وُلْدِهِ إِلی یَوْمٍ تَلْقَوْنَ الله وَرَسولَهُ /// هان مردمان! بدانید این آیه درباره اوست. ژرفی آن را فهم کنید و بدانید که خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می‌کنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است ـ [هشدار که] اجرای فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پیرو و باورکننده اش در مهر و شفقت است. هر آینه خداوند، او و شنوایان سخن او و پیروان راهش را آمرزیده است ـ هان مردمان! آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستاده ام. پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛ چرا که خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و ولی و معبود شماست؛ و پس از خداوند ولی شما، فرستاده و پیامبر اوست که اکنون در برابر شماست و با شما سخن می گوید. و پس از من به فرمان پروردگار، علی ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز که خدا و رسول او را دیدار کنید دوام دارد . »

وی در مهمترین بخش خطبه ی غدیریه به بلند کردن امیرالمومنین (ع) به دست رسول خدا (ص) اشاره کرد و یادآور شد : « مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِی أخی وَ وَصیی وَ واعی عِلْمی، وَ خَلیفَتی فی اُمَّتی عَلی مَنْ آمَنَ بی وَعَلی تَفْسیرِ کِتابِ الله عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعی إِلَیْهِ وَالْعامِلُ بِمایَرْضاهُ وَالمحارِبُ لاَعْدائهِ وَالْمُوالی عَلی طاعَتِهِ وَالنّاهی عَنْ مَعْصِیَتِهِ. إِنَّهُ خَلیفَةُ رَسُولِ الله وَ أَمیرُالْمُؤْمِنینَ وَالْإمامُ الْهادی مِنَ الله، وَ قاتِلُ النّاکِثینَ وَالْقاسِطینَ وَالْمارِقینَ بِأَمْرِالله. یَقُولُ الله: (مایُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَی) ـ بِأَمْرِکَ یارَبِّ أَقولُ: اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ (وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ) وَالْعَنْ مَنْ أَنْکَرَهُ وَاغْضِبْ عَلی مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ ـللهمَّ إِنَّکَ أَنْزَلْتَ الْآیَةَ فی عَلِی وَلِیِّکَ عِنْدَتَبْیینِ ذالِکَ وَنَصْبِکَ إِیّاهُ لِهذَا الْیَوْمِ: (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً)، (وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَالْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ). اللهمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی قَدْ بَلَّغْتُ /// هان مردمان! این علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و هموست جانشین من در میان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسیر کتاب خدا که مردمان را به سوی او بخواند و به آن چه موجب خشنودی اوست عمل کند و با دشمنانش ستیز نماید. او پشتیبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشین رسول الله و فرمانروای ایمانیان و پیشوای هدایتگر از سوی خدا و کسی که به فرمان خدا با پیمان شکنان، رویگردانان از راستی و درستی و به دررفتگان از دین پیکار کند. خداوند فرماید: «فرمان من دگرگون نخواهدشد  ـ پروردگارا! اکنون به فرمان تو چنین می گویم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتیبانان او را پشتیبانی کن. یارانش را یاری نما. خودداری کنندگان از یاری اش را به خود رها کن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور ـ معبودا! تو خود در هنگام برپاداشتن او و بیان ولایتش نازل فرمودی که: «امروز آیین شما را به کمال، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم.» «و آن که به جز اسلام دینی را بجوید، از او پذیرفته نبوده، در جهان دیگر در شمار زیانکاران خواهد بود.» خداوندا، تو را گواه می گیرم که پیام تو را به مردمان رساندم.»

آیت الله دکتر سید محمد حسین حسینی قزوینی یکی از چهره‌های ماندگار استان قزوین در بخش سوم سخنان خود به « تاریخچه ی مدعیان دروغین یمانی » اشاره کرد و عنوان نمود : ظهور منجی موعود یک اعتقاد عمومی در تمامی ادیان است. کتاب های مقدس آسمانی، چه آنها که بخشی یا تمام آنها وجود دارد و چه آنها که منقولاتی از آنان در کتاب های دیگر آمده است، بشارت داده اند که جهان در سیطره ظلم و فساد نمی ماند؛ بلکه جماعت صالحان به امامت "رهبر موعود" عدل و داد را در گیتی حاکم خواهند کرد. ریشه دار بودن اعتقاد به مهدی و منجی، موجب آماده بودن مردم اعصار گوناگون برای پذیرش و تبعیت وی شده و می شود. از همین رو، این مفهوم موجب سوءاستفاده فریبکاران و شیادانی شده است که در طول تاریخ با ادعاهای دروغین، خود را مهدی یا از یاران او معرفی کردند تا از رهگذر عقیده پاک مردم به نیات آلوده خویش دست یابند. اتفاقاً بسیاری از این مدعیان، در نقشه خود موفق شده و به مقصود خود رسیده اند؛ چه مدعیان کوچکی که اهداف مالی و رمالی داشته اند، و چه مدعیان بزرگی که توانستند با این ادعا حکومت های عریض و طویل یا مذاهب منحرف دیرپا و گسترده ای برای خویش دست و پا کنند.

وی افزود : ریشه دار بودن اعتقاد به مهدی و منجی(عج)، موجب آماده بودن مردم اعصار گوناگون برای پذیرش و تبعیت وی شده و می شود. از همین رو، این مفهوم موجب سوءاستفاده فریبکاران و شیادانی شده است که در طول تاریخ با ادعاهای دروغین، خود را مهدی یا از یاران او معرفی کردند تا از رهگذر عقیده پاک مردم به نیات آلوده خویش دست یابند. اتفاقاً بسیاری از این مدعیان، در نقشه خود موفق شده و به مقصود خود رسیده اند؛ چه مدعیان کوچکی که اهداف مالی و رمالی داشته اند، و چه مدعیان بزرگی که توانستند با این ادعا حکومت های عریض و طویل یا مذاهب منحرف دیرپا و گسترده ای برای خویش دست و پا کنند.

مدیر مؤسسه ی تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) در تکمیل معرفی تاریخچه مدعیان دروغین یمان گفت : احمد اسماعیل گاطعی با وجود آنکه سید نیست، ادعای سیادت دارد. وی در قبیله صیامر به دنیا آمده و اهالی بصره همه متفق‌اند که این قبیله سادات ندارد، درحالی‌که وی خود را فرزند و رسول و جانشین امام زمان معرفی می‌کند! نام مؤسس این فرقه احمد اسماعیل گاطع و از قبیله «صیامر» است. وی لقب خود را احمد الحسن یمانی گذارده است. گاطع در حدود سال 1351 در روستای همبوشی در منطقه هویر از توابع شهرستان زبیر از استان بصره متولد شد و توانست فارغ‌التحصیل دانشکده مهندسی نجف در سال 1378 شود، بعد از ارتباط با استخبارات عراق وارد حوزه علمیه شده و اخراجی حوزه علمیه شهید سید محمد صدر است. اسماعیل گاطع سلسله ادعاهای کذب زیادی داشته اما یکی از جالب‌ترین آنها ادعای ظهورش و سپس به دوران غیبت رفتنش است؛ شروع دورانی که دیگرکسی او را نمی‌بیند و همه می‌بایست از طریق نزدیکانش با وی ارتباط داشته باشند. در حال حاضر اسماعیل گاطع به شکل مداوم در کشورهای جنوبی خلیج‌فارس در سفر بوده و بیشتر در امارات و قطر حضور دارد.

وی به تشکیلات این فرقه اشاره کرد و گفت :  رهبری جریان الیمانی در حال حاضر در اختیار احمد اسماعیل گاطع است. «شیخ کاظم العقیلی» مسئولیت شاخه نظامی و فردی به نام «عبدالرحیم ابومعاذ» مرشد معنوی این فرقه است. معاون اسبق گاطع «شیخ حیدر المنشداوی» ملقب به «ابن ابو فعل» بود، المنشداوی در زمان زمامداری صدام برای تبلیغ به ایران سفر کرد بعد از ورود به ایران دستگیرشده و به مدت ۶ ماه زندانی شد. ازجمله توجیهاتی که اعضاء این گروه بدان تمسک می‌جویند، بیعت برای امام زمان است. در توجیه می‌گویند اگر این بیعت موردنظر امام زمان(عج) نبود، حتماً آقا شخصاً جلوی آن را می‌گرفت، چرا امام زمان جلوی ما را نمی‌گیرد. چرا کس دیگری نیست تا از طرف امام زمان(عج) بیعت گیرد. وی بعد از سقوط صدام به عراق برگردانده شد در بازگشت ادعا نمود وصی امام زمان جدیدی به نام «عبدالله بن الحسن القحطانی» است و از همه امور حتی از محل قبر حضرت فاطمه (ص) مطلع است. المنشداوی دفتری در منطقه قدیم نجف اشرف در «شارع الرسول (ص)» افتتاح نمود. این ادعا موجب شد احمد اسماعیل گاطعی با صدور بیانیه‌ای المنشداوی را تفسیق کند و درنتیجه المنشداوی ترور شد. یکی دیگر از افرادی که در فرقه الیمانی باید مورد اشاره قرار گیرد «سید حسن الحمامی» است وی روحانی ارشد جریان یمانی بوده و فرزند مرحوم «سید محمدعلی حمامی» متوفای ۱۹۹۸. م از علمای معروف نجف است که علیرغم راه و رسم پدر با دستگاه بعثی مرتبط شده و وارد فرقه گاطعی گردیده است، وی درنهایت توسط دولت عراق دستگیر شد. حضور الحمامی باعث فریب برخی از مردم ساده‌دل شد تا به فرقه بپیوندند.


وی در ادامه اظهار نمود : نشان جریان الیمانی ستاره منحوس صهیونیستی موسوم به داوود است. ستاره داوود یا همان ستاره شش‌ضلعی در همه نامه‌ها کنار امضای گاطعی که خود را «احمد الحسن الیمانی» می‌نامد درج می‌شود. ستاره ی شش‌ضلعی به‌عنوان سمبل قدرت همواره مورداستفاده فرق مختلفی ازجمله کابالا، شیطان‌پرستان و صهیونیست‌ها بوده است. این نشان زیر نامه‌های این فرقه مورداستفاده بوده ولی اخیراً کمتر از آن استفاده می‌کنند. بعد از ایراد فشار گسترده نسبت به استفاده از نشان ستاره داوود، گاطعی همانند همیشه دست به مغالطه برده و سلسله‌ای از روایات در خصوص خاتم سلیمان را منتشر کرد. وی با نشان دادن عکس اسکن شده‌ای از کتابی غیر موثق که نویسنده‌اش را از علما معرفی کرده دست به ترفند تازه‌ای زد. در عکس چندین نشان ازجمله ستاره داوود وجود دارد و توضیحات کتاب می‌گوید برخی احتمال داده‌اند یکی از نشان‌ها مربوط به خاتم سلیمان باشد. فرقه یمانی با استناد به همین کتاب غیر موثق، تمام روایات مربوط به خاتم سلیمان را به ستاره منحوس داوود منسوب می‌کند تا به‌ نوعی اشتباه خود را توجیه کرده و ستاره منحوسی را که هیچ ارتباطی با حضرت داود نبی(ع) نداشته و منبعث از جادوئی باستانی است، نمادی از خاتم سلیمان معرفی کند.

حسینی قزوینی سپس به شروع دعوت و بیعت‌گیری از مسلمانان ، خصوصا اهل سنت اشاره کرد و تصریح نمود :  شروع بیعت‌گیری این فرقه با عملیات روانی زیادی شروع شد آنها در ابتدا تشکیل دسته‌هایی چندنفره می‌دادند تا با استفاده از ظرفیت نماز جمعه‌ها در عراق در میان مردم حضور یافته و شعار سر دهند. این گروه با شعار «جاء المهدی، جاء المهدی» صفوف نماز جمعه را به هم می‌ریختند تا بیشترین جلب‌توجه را کنند. پیروان این گروه در سال 1382 حتی در نماز جمعه شهرهای اهواز، قم، کرج، مشهد نیز در صفوف نماز جمعه اختلال ایجاد کرده و ظهور یمانی را جار زدند. ازجمله توجیهاتی که اعضاء این گروه بدان تمسک می‌جویند، بیعت برای امام زمان است. در توجیه می‌گویند اگر این بیعت موردنظر امام زمان(عج) نبود، حتماً آقا شخصاً جلوی آن را می‌گرفت، چرا امام زمان جلوی ما را نمی‌گیرد. چرا کس دیگری نیست تا از طرف امام زمان(عج) بیعت گیرد. این ادعای گزاف در حالی است که نیابت عام امام زمان به دستور ایشان در زمان غیبت با علمای اسلام و اداره حکومت با ولایت‌فقیه است. در خصوص عهد نیز ادعیه معتبری مانند دعای عهد با حضرت در زمان غیبت ایشان وجود دارد. بعد از حادثه الزرگه، یمانی تصمیم گرفت در عاشورای سال ۱۴۲۹قیام کند، اما یک ماه قبل از آن ۴۰ نفر از پیروانش در نجف دستگیرشده و طرح قیام در روز تاسوعا و قتل‌عام زائرین حرمین امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) و اشغال حرمین لو رفته و شکست خورد. مبلغان این فرقه با توجه به اینکه می‌دانند طرفدارانشان از اقشار کم‌اطلاع هستند، هر واقعه‌ای را بعد از رخ دادنش به خود نسبت داده و ادعا دارند قبلاً احمد الحسن در محافل مخفی آن را پیشگوئی کرده است!

وی در بخش بعدی به ادعای  احمدالحسن به فرزندی امام زمان(عج) پردات و خاطر نشان نمود :  باوجود ادعای فرزندی امام زمان(عج) خود را احمد بن الحسن می‌نامد درحالی‌که می‌بایست خود را «احمد بن محمد» می‌نامید چراکه نام امام زمان(عج) حسن نیست، بلکه حسن نام پدر امام زمان (عج) است. این اشتباه به دلیل سیر تدریجی ادعاهای وی پیش‌آمده است. چراکه از قبل نمی‌دانسته در آینده چه ادعاهای جدیدی را مطرح خواهد کرد. بدین خاطر در مقطعی خود را فرزند پنجم امام زمان(ع) معرفی می‌کند. وی در سخنرانی‌ها و بیانیه‌هایش ادعاهای گوناگونی در خصوص ارتباط با امام زمان (ع) مطرح کرده است: « ادعای دیدار امام زمان(عج) در عالم خواب به‌طور مکرّر مانند ادعای خواب دیدن امام زمان (عج) در حرم سید محمد فرزند امام هادی(ع) که در این دیدار به وی امر می‌شود به زیارت عسکریین رود .»

وی افزود :  ادعای دیدار امام(ع) در بیداری که حضرت نسبت به انحرافات عملی و مالی حوزه‌های علمیه به ‌ویژه حوزه نجف به وی هشدار می‌دهد و مدعی است از آن تاریخ به بعد تحت تربیت ویژه امام(ع) قرارگرفته است. همچنین مدّعی است امام وی را امر به ورود به حوزه علمیه کرده و به وی مأموریت داده انحرافات حوزه را عنوان کند! ـ  ـ ادّعای این که در شعبان سال ۱۴۲۰ ه.ق (۱۳۷۸ ش)، امام زمان را برای دومین بار در بیداری کنار حرم امام حسین (ع) ملاقات کرده و به وی دستور داده به نجف رفته و دعوتش را علنی کند. ـ جنجال گسترده در اعلام محل واقعی قبر حضرت زهرا(س) و  ـ ادعای نمایش اسم احمد در آتشفشان!» از جمله ادعاهای احمد الحسن بود که یکی پس از دیگری دروغ بودن آنها ثابت شد و من حاضرم با چنین شخصی مناظره داشته باشم تا ثابت کنم هدف احمدالحسن فریب دادن عده ای جوان از اهل سنت و اگر بتواند از جوانان شیعه است تا با این کار نیرو جم کند و بر علیه اسلام   فعالیت خود را گسترش دهد و همین گروه های داعشی و تکفیری در ردیف همین گروهک یمانی هستند .

آیت الله حسینی قزوین در ادامه به ابزارهای رسانه‌ای و وابستگی  یمانی به استکبارجهانی اشاره کرد و یادآور شد :  ابزار رسانه‌ای توسط فرقه یمانی به‌خوبی استفاده می‌شود و پیروان این فرقه در استفاده از انواع رسانه‌های دیجیتال مهارت قابل‌توجهی دارند، به شکلی که احمد اسماعیل گاطع توسط مردم به مدعی فیس‌بوکی نیز شهرت دارد! این فرقه با بهره‌گیری از فعالان رسانه و مستندسازان سعی در القاء تفکر مسموم خود دارد و یکی از افرادی که در این رابطه نقش مهمی برای این فرقه بازی کرده است فردی به نام «عبدالله هاشم» است.وی با ساختن چند ویدیواسلاید و مستند پیرامون فراماسونری و ظهور امام مهدی بانام «ارایول» چهره شد. عبدالله هاشم به سهو در برنامه‌ای رسانه‌ای به مردم ایران شناسانده شد، اما بعد از مدتی مشخص شد وی مبلغ فرقه الیمانی است. جالب اینجاست عبدالله هاشم از حامیان احمد یمانی بوده اما درعین‌حال مرید فرقه صهیونیستی رائیلیان است و تصاویر وی در بازدید از مرکز این فرقه در اسرائیل منتشر شد.

وی افزود : در دو سال گذشته فرقه ی یمانی با کمک سرویس‌های خارجی اقدام به گسترش فعالیت خود در عرصه ی رسانه کرده و در این راستا شبکه ی رادیویی را نیز در آمریکا در اختیار گرفت و زمان راه‌اندازی اعلامیه‌ای را نیز منتشر کرد: «به فضل‌الله تبارک‌وتعالی صبح امروز چهارشنبه 3آبان1391 برابر با 24اکتبر2012 ساعت 6 بامداد کانال رادیویی انصار امام مهدی(ع) به مشارکت و کمک انصار امام مهدی(ع) در آمریکا و کانادا افتتاح شد.» همچنین این فرقه توانست شبکه ماهواره‌ای خود را نیز راه‌اندازی کند.

آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی در بخش پایانی سخنان خود خطاب به جوانان  گفت : آیا اگر کسی مدعی باشد که یکی از پیامبران خدا وارد آتش جهنم شده است آن را کافر نمی دانید ؟ از وهابی ها نپرسید بروید از علمای مسیحی بپرسید یا از این خاقان های یهودی بپرسید ، بگید اگر کسی مدعی باشد یکی از پیامبران خدا وارد آتش جهنم شده است ؛ این راه کافر می دانید یا نمی دانید ؟ از شما جوانان عزیز می خواهم این موارد را مطالعه کنید ؛ کتاب متشابهات فارسی جلد چهار صفحه ی 104 ؛ ببینید این مطالب احمدالحسن در آن موجود هست یا نه را از همین  اینترنت سرچ کنید و بخوانید ؛ در جایی از این کتاب آمده است  «در حق امام علی(ع) ظلم شده است ، اگر این ظلمت نبود باید امام علی به عنوان پیامبر به جای رسول اکرم(ص) معرفی می شد و دیگر به محمد(ص) نیازی نبود . » شما جوانان را به خدا قسم می دهم این کتاب را بخوانید شما را به امام علی(ع) قسم می دهم این مطالب را در فضای مجازی بنویسید آیا این کفر نیست؟ وهابی ها این توهین و هتک حرمت را به امیرالمؤمنین نکردند ؛ مطالعه کنید همین کتاب متشابهات آنها جلد چهارم صفحه 26 و یا در جلد دوم صفحه ی 30 می گوید در وجود امام حسین(ع) شرک بوده است ؛ خاک بر سرت با این سخنت ؛ بریده باد آن زبان و بشکند آن قلم که  نسبت به در مورد امام حسین(ع) بگوید شرک داشته است .در جایی دیگر می گویند احمدالحسن هم رسالت امامت دارد و هم نبوت ، چیزی که بهایی ها مدعی بودند .دوستان ما در مؤسسه ی تحقیقاتی ولیعصر(عج) کتاب های احمد الحسن و کتاب های بهایی ها را مقایسه کرده و بیش از 50 مورد شبهات را بین یمانی ها و بهایی ها پیدا کرده اند .

وی در تکمیل بخش پایانی سخنان خود گفت : از «مسئولین ادارات ، از روحانیون و طلاب حوزه های علمیه ، از اساتید دانشگاه ها ، از مربیان کانون های فرهنگی و هنری مساجد ، از خبرنگاران این سفیران جنگ نرم  و از بسیج جامه زنان» انتظار دارم  که برای حفظ جوانان تا می توانند برنامه های «روشنگری ، بصیرت افزایی ، اسلام شناسی ، ولایتمداری و برنامه های فرهنگی» را مدنظر داشته باشند .

از دیگر برنامه های  این اجتماع بزرگ که به همت « بنیاد بین المللی غدیر ـ نمایندگی شهرستان شوش ـ دفتر امام جمعه ، ستاد برگزاری نماز جمعه ، فرمانداری ، سپاه ناحیه ی شوش ، شهرداری و شورای اسلامی شهر شوش ـ مجمع الذاکرین ، اداره ی اوقاف و امور خیریه ، اداره ی تبلیغات اسلامی  و هیئت رزمندگان و عاشقان ثارالله » برگزار شد برنامه هایی نظیر « مولود خوانی مداحان اهل بیت عصمت و طهارت از جمله «مصطفی میردورقی ـ یاسین و یاسر سواری ، توذیع گل بین حاضرین توسط اداره ی اوقاف و امور خیریه ، توذیع 500 پرس غذا ، اهدا کارت هدیهبه 20 نفر از سادات  و 10 نفر از برندگان مسابقه ی کتبی القدیر» اشاره کرد .

 

شایان ذکر است در این اجتماع بزرگ غدیریون برخی از مسئولین از جمله « آیت الله سید محمد امام ، امام جمعه ، دکتر سید راضی نوری نمایده ی مردم شریف شهرستان شوش در مجلس شورای اسلامی ، عبدالحسن آل کثیر معاونت سیاسی ، امنیتی و اجتماعی فرمانداری ، مصطفی نظری دادستان عمومی و انقلاب شهرستان شوش ،مهندس یوسف زمانی شهردار شوش ، عبدالرضا روشن رئیس تأمین اجتماعی شعبه ی شوش ، محمد میاحی عضو شورای اسلامی شهر و.....»حضور داشتند .

آشنایی با آیت الله دکتر سید محمد حسین حسینی قزوینی :

آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی متولد۱۳۳۱ روستای خورهشت قزوین، فرزند سید سلیمان ، مدیر مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر می‌باشد و از استادان حوزه علمیه قم است. او قبلاً مدیر شبکه تلویزیونی ولایت بود و وی علاوه بر اجتهاد در حوزه علمیه، دکترای تقارن ادیان از دانشگاه اسلامی الحره هلند را دارد و عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی آل البیت و مؤسس و مدیر مؤسسه تحقیقاتی ولی عصر است. وی همچنین به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار استان قزوین شناخته شده‌است .

وی علاوه بر تدریس معمول حوزوی به تدریس شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات و انجام مناظرات با وهابیت و برنامه‌های رادیویی، تلویزیونی و ماهواره‌ای می‌پردازد.

تاکنون ۳۳ جلد کتاب از تألیفات وی چاپ و منتشر شده‌است. از جمله تالیفات وی نقد او بر کتاب «اصول مذهب الشیعه الامامیه الاثنی العشریه» که توسط ناصر بن عبدالله بن علی القفاری از علمای عربستانی نوشته شده بود، است.



:: برچسب‌ها: "اجتماع بزرگ"غدیریون"در مصلی"نمازجمعه "شوش"برگزار شد" ,
:: بازدید از این مطلب : 547
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:








.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
به پایگاه خبری تحلیلی شوش نیوز خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
پیوندهای روزانه
تبادل لینک هوشمند

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان خبرگزاری شوش نیوز و آدرس shoushnews.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.